آیا مغز شما را کنترل می کند یا شما مغزتان را کنترل می کنید؟

نتیجه تصویری برای آگاهی

فرض کنید که بگویید: من بخاطر اینکه مردی را با تفنگ دیدم ترسیدم و یک دانشمند علوم اعصاب بگوید:شما به این دلیل ترسیدید که فعالیت الکتروشیمیایی در آمیگدال شما افزایش یافته است.آیا این دو متفاوتند یا یکی درست و دیگری غلط است؟

توجیهات زیستی رفتار مساله ذهن – بدن یا ذهن – مغز را مطرح می کنند.بین ذهن و رفتار چه ارتباطی وجود دارد؟ بدون تردید دیدگاه افرادی که دانشمند نیستند دوگانه نگریdualism است که اعلام می دارد ذهن وبدن دو نوع ماده هستند-ماده ذهنی و ماده جسمی- که بطور مستقل وجود دارند.

رنه دکارت فیلسوف فرانسوی مدافع دوالیسم بود.او اعلام کرد که ذهن و مغز در نقطه ای تعامل می کنند که همانا غده صنوبری pineal gland می باشد.امروزه تمام فلاسفه و دانشمندان علوم اعصاب دوالیسم را رد می کنند.علت مخالفت آنست که دوالیسم با مشاهده مستند د ر فیزیک که به قانون بقای ماده و انرژی معروف است مغایرت دارد.تا جاییکه می توانیم بگوییم کل مقدار ماده و انرژی در جهان ثابت است.ماده می تواند به انرژی و انرژی به ماده تبدیل شود ولی بنظر نمی رسد که که هیچ یک ناپدید شده و به نیستی تبدیل شود. چون هر حرکت ماده به انرژی نیاز دارد، ذهن که از ماده یا انرژی تشکیل نشده است بنظر نمی رسد که بتواند باعث شود چیزی ، حتی حرکت عضله اتفاق بیفتد.

گزینه دیگری که وجود دارد وحدت گرایی monism است یعنی اینکه دنیا فقط از یک ماده تشکیل شده است.در این دیدگاه رویداد های ذهنی اصلا وجود ندارند.ذهن گرایی دیدگاهی است که اعلام می دارد فقط ذهن وجود دارد و دنیای مادی وجود ندارد مگر آنکه ذهن هایی از آن آگاه باشند.دیدگاه دیگری وجود دارد که اعلام می کند فرایند های ذهنی انواع خاصی از فرایند های مغزی هستند ولی بصورت متفاوتی توصیف شده اند.یعنی هر تجربه ذهنی حاصل فعالیت مغز است.این دیدگاه نمی گوید که ذهن همان مغز است.ذهن فعالیت مغز است.فعالیت ذهنی اتفاقی است که برای مغز رخ می دهد.فرضیه وحدت گرایی بنظر می رسد معقول باشد.تجربیات و فعالیت مغزی جدانشدنی بنظر می رسند.تحریک هر ناحیه مغز تجربه ای را تحریک می کند و هر تجربه ای فعالیت مغز را تحریک می کند.

پرسش  قابل تامل دیگر اینست که چرا هوشیاری به فعالیت مغز تعلق دارد؟ چه نوع فعالیت مغزی هوشیاری را بوجود می آورد؟شامپانزه ها تا اندازه ای مانند انسانها عمل می کنند و اغلب ما فرض می کنیم آنها هوشیارند.

انسان در چه مقطعی بین تخمک بارور و اوایل کودکی هوشیار می شود؟انسان در چه زمانی از مرگ هوشیاری خود را از دست می دهد؟

به عقیده ادلمن هوشیاری می باست به تدریج تکامل یافته باشد و درون فرد نیز احتمالا بتدریج شکل می گیرد.

کامپیوتر ها و روباتها که هر سال پیشرفته تر و پیچید ه تر می شوند ، اگر کسی روباتی را بسازد که بتوان راه برود، صحبت کند، هوشمندانه گفتگو کند، به جوکها بخندد و کارهای دیگر انجام دهد چه پیش می آید؟چه موقعی می توانیم بگوییم که این روبات هوشیار است؟شاید بگویید هیچ وقت.روبات صرفا یک دستگاه است و برای کارهایی که انجام می دهد برنامه ریزی شده است.بسیار خوب، اما مغز انسان هم دستگاه است.(دستگاه هر چیزی است که یک نوع انرژی را به شکل دیگری تبدیل کند) وما نیز توسط ژنها وتجربیات گذشته خود برنامه ریزی شده ایم.در واقع ما خودمان را نیافریده ایم.اگر هوشیاری ترکیب کربن داشته باشد، احتمالا هیچ رباتی هرگز نمی تواند هوشیار باشد.

شما ممکن است در مورد چیزی هوشیار باشید و نتوانید آنرا به زبان آورید، همانگونه که اطفال چنین هستند.اما اگر بتوانید چیزی را که دیده یا شنیده اید شرح دهید، در این صورت باید نسبت به آن هوشیار باشید.

آیا فیزیولوژی مغز شما،شما را کنترل می کند؟یا شما مغزتان را کنترل می کنید؟  یا مغز شما خود شماست.

بازدیدها: 17

Dr.vosta

تجربیات آموزشی و پژوهشی من در زمینه فیزیولوژی پزشکی و دکتری تخصصی علوم اعصاب (نوروساینس) است.

مطالب مرتبط

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *