معرفی علوم اعصاب شناختىcognitive neuroscience

بازدیدها: 78

 

نتیجه تصویری برای علوم اعصاب شناختی

 در اواخــر دهه 50 و اوايل دهه 60 قرن بيســتم ميلادى دانش مربوط به مطالعه ذهن دچار تحولى شگرف شــد. در اين سال ها دانشمندان حوزه هاى متنوعى چون علم اعصاب ، زبانشناســى، روانشناسى، هوش مصنوعى و فلسفه متوجه شدند كه همگى ســرگرم حل مسائل مشــتركى در مورد كاركرد ذهن هستند و رهيافت هاى متفــاوت آنان در جهت حل اين مســائل مى تواند مكمل يكديگر باشــد. اين انديشمندان معتقد بودند كه می توان با روش هاى غيرمستقيم به بررسى و تحقيق درباره فرايند هاى ناپيداى ذهن پرداخت و محدود كردن روانشناسى به بررسى رفتارهاى قابل مشــاهده، آن طور كه رفتارگرايان معتقد بودند عملى نادرســت اســت. در واقع نگاه اين محققان به ذهن مبتنى بر بررســى بازنمودهاى ذهنى و نحوه پردازش آنها بود. همكارى و همفكرى آنها ً نهايتا منجر به پديدآمدن دانشى ميان رشــته اى شد كه امروزه آن را علوم شــناختى مى نامند علوم شناختى يك دانش نوين پيرامون ذهن و هوش اســت كه شــامل زمينه هاى روانشناسى، فلســفه، هوش مصنوعى، علوم اعصاب، زبان شناسى و انسان شناسى است . مبانــى فكرى اين علم به دهــه ى 1950 بر مى گردد، زمانــى كه محققان علوم مختلف شــروع به ارائه نظريه هايى در مورد مغز و ذهن، بر اساس بازنمايى هاى پيچيده و روش هاى محاســباتى نمودند. پيشرفت هاى چشمگيرى از آن زمان در مطالعات ذهن و مغز از ديدگاه هاى روان شــناختى، علوم عصبى و مهندسى زيســت پزشكى صورت گرفت به طورى كه دهه ى 1990 را دهه ى مغز عنوان كردند تا اهميت پژوهش هاى آن دهه را نمايان سازند. در راستاى بنيان انجمن علوم شــناختى در دهه ى 1970 ،مفهوم ِ خاص علوم شــناختى در سال 1973 ،اين گونه مطرح شــد: دانش شــناختى يك علم اســت و مهم ترين اصل آن اين است كه ذهن را می توان به طور علمى فهميد. يا به عبارتى ديگر، علوم شناختى مطالعه علمــى ذهن با ديدگاه ماديگرايانه اســت. در اين تعريف منظور از ذهن مجموع هر آن چه كه نمودهاى هوشــمندى و آگاهى هستند مانند تفكر، ادراك، حافظه، احساس، اســتدلال و نيز تمام روندهاى ناآگاهانه شناختى است .خاستگاه اصلى پيوند علوم اعصاب و علوم شــناختى به بعد از دهه ى 1980 بر مى گردد چرا كه قبل از دهه ى 1980 ،تعامل بين علوم اعصاب و علوم شــناختى كمياب بود. مفهوم خاص علوم اعصاب شــناختى در انتهاى دهه ى 1970 توسط مايكل گازانيگا مطرح شد.

علوم اعصاب شــناختى يك رشته ميان رشــته اى در رابطه با مطالعه علمى بســترهاى بيولوژيكى اساسى شناخت است .رويكرد علم اعصاب شناختى بر اين پايه اســتوار اســت كه فعاليت هاى ذهنى برخاسته از فعاليت هاى مغزى اســت و بدين ترتيب توضيح فرآيندهاى شناختى مســتلزم گردآورى اطلاعات درباره مغز اســت .هدف علم اعصاب شناختى فهم ماهيت و ساختار فعاليت هاى ذهنى اســت. رويكرد اين علم به ذهن، رويكردى پردازشــى اســت به اين معنا كه فعاليت هاى ذهنى براســاس نحوه پردازش خرده سيســتم هايى توضيح داده می شــود كه هريك مسئول انجام يك فعاليت ذهنى از قبيل: خواندن يك واژه يا عبارت، بازشناسى بصرى اشياء يا انسان ها و حل مسائل رياضى است. اين خرده سيستم هاى پردازشگر براســاس الگوهاى فعاليت مغزى و اطلاعات ساختارى مغز تبيين می شــوند. دانشمندان اين رشته از روشهاى متنوعى براى مطالعه مغز اســتفاده مى كنند، از قبيل بررســى تاثير داروها و مواد شيميايى روى مغز ، ثبت نوارهاى مغزى ، ثبت تحريك ســلولى، تحريك مستقيم مغز حين عمل جراحى، مداخله غير مســتقيم در عملكرد مغز و تصويربردارى پيشــرفته مانند PET وfMRI. اين رشــته كه در دهه 1990 به پيشــرفت هاى قابل توجهى دست يافت همچنان به رشد خود ادامه می دهد و علاوه بر بررســى مسائل كلى شناختى مانند حافظه، توجه، هشيارى، يادگيرى و غيره، داراى زيرشاخه هاى متعددى شده است كه از جمله مى توان به حوزه هاى بين رشته اى روانپزشكى عصبى ، زبان شناسى عصبى ، علوم اعصاب اجتماعى، عصب شناسى اقتصاد ، بازاريابى عصبى ، زيبايى شناختى عصبى و الهيات عصبى اشاره كرد.

دیدگاهتان را بنویسید