مطالب مرتبط

7 دیدگاه‌

  1. مهدی گفت:

    من دیدن اون حاله ای از نورکه همراه باصدایی دلنشین مرا فرا میخواندومن خارج شدن از کالبد فیزیکی روتجربه کردم در زمان اوردز کردن با مواد مخدرکراک که با اقدام سریع کادر پزشکی وبا تزریق نایلکسون دوباره به زندگی بازگشتم واین رویداد باعث شده تا دنبال حقیقت بگردم که متاسفانه بافرمایشات شما هیچ امیدی برای حیات روح بعد از مرگ وجود ندارد وهمین موضوع باعث شد تا من با دانستنش کلا افکار خودکشی رو از سرم بیرون کنم واز شما بخاطر اطلاعات مفیدومنطقیتون بسیارسپاسگذرارم

  2. شکوه گفت:

    اما چطور چندتا پیام الکتروشیمیایی بی معنی، به تصاویر، مفاهیم، اصوات و احساساتی تبدیل می‌شن که ما اونها رو «حس» می‌کنیم؟
    اون حالت و حس خاصی که از دیدن مثلا رنگ قرمز در ما ایجاد میشه، این رو چطور با فیزیکالیسم توجیه میشه کرد؟

  3. سلام دکتر مطلب مفیدی بود اما برای شخصی مثل من که خودش چند باری رویایی صادقه دیدم که عینا در آینده رخ داده هنوز جای سوال هست.آیا این ها رو هم مغز به تنهایی میسازه؟فقط به یک نتیجه دو جوابه رسیدم: حداقل شاید بعدی از دنیا وجود دارد که در آن زمان مفهومی ندارد.یا اگر زمان مانند بردار ابتدا و انتها دارد پس این چیست که خبر از آینده میدهد؟ آیا مغز است یا روح؟اگر نظر علمی داشتین خوشحال میشم تا نمردم به من هم منتقل کنین..با تشکر

  4. Dr.vosta گفت:

    دکتر تقی کیمیایی اسدی قواعد علمی مربوط به علم مغز و اعصاب را در حیطه مسائل اجتماعی و علوم شناختی به کار گرفته است.کتاب خطای دکارت اثر دکتر آنتونیو داماسیو توسط ایشان ترجمه شده است و توسط نشر نگاه معاصر چاپ شده است.

دیدگاهتان را بنویسید