نورودایورسیتی (neurodiversity) یا تنوع عصبی

بازدیدها: ۱۹۰

به تنوع در مغز انسان در ارتباط ها، معاشرت ها، یادگیری ، توجه، خلق و خو و سایر عملکرد های ذهنی گویند. این یک اصطلاح جدید است که تصور می شود در دهه ۱۹۹۰ توسط جودی سینگر(یک فرد مبتلا به اوتیسم،مادر یک کودک اوتیسمی و جامعه شناس) ابداع شد و با این تصور مدل مدیکال یا پزشکی که بیان می کند اوتیسم یک بیمارری است که باید درمان شود مبارزه می کند و اوتیسم را یک بخش مهم و ارزشمند تنوع انسان ها می داند، ایده تنوع عصبی در حال حاضر توسط بسیاری از گروه ها مورد استقبال قرار گرفته است، آنها از این واژه به عنوان یک وسیله توانمندسازی و ارتقای ویژگی های مثبت افراد دارای تفاوت مانند اوتیسم، دیسکلسیا و دیسپراکسیا را افرادی می داند که دارای یک تغییرات طبیعی در ژنوم بوده اند.

از هر ۷ نفر ۱ نفر دارای تفاوت های عصبی_رشدی در انگلستان از جمله اوتیسم است(یعنی ۱۵ درصد از جمعیت کشور انگلستان)

واژه نورودایورسیتی یا تنوع عصبی معمولا به طیفهای زیر اشاره دارد:

اختلال نقص توجه و بیش فعالی(ADHD)

اختلال هماهنگی رشدی DCD یا دسپراکسیا

اختلال تکاملی زبان(DLD)

صرع

ناهنجاری های جنینی ناشی از الکل

کم توانی ذهنی

سندروم تورت

اختلال یادگیری/تفاوت های خاص مانند دیسکلسیا و اختلال یادگیری ریاضی(محاسبه پریشی یا دیسکلکولیا)

تنوع عصبی این ایده را توصیف می کند که مردم جهان اطراف خود را به طرق مختلف تجربه می کنند و با آن تعامل دارند. هیچ روش درستی برای تفکر، یادگیری و رفتار وجود ندارد و تفاوت ها به عنوان نقص تلقی نمی شوند.

کلمه تنوع عصبی به تنوع همه افراد اشاره دارد، اما اغلب در زمینه اختلال طیف اوتیسم (ASD)، و همچنین سایر شرایط عصبی یا رشدی مانند ADHD یا ناتوانی های یادگیری استفاده می شود. جنبش تنوع عصبی در طول دهه ۱۹۹۰ ظهور کرد و هدف آن افزایش پذیرش و شمول همه افراد در عین پذیرش تفاوت های عصبی بود. از طریق پلتفرم های آنلاین، افراد مبتلا به اوتیسم بیشتر و بیشتر توانستند با یکدیگر ارتباط برقرار کنند و یک جنبش حمایت از خود را تشکیل دهند. در همان زمان، جودی سینگر، جامعه شناس استرالیایی، واژه تنوع عصبی را برای ترویج برابری و گنجاندن «اقلیت های عصبی» ابداع کرد. در حالی که این در درجه اول یک جنبش عدالت اجتماعی است، تحقیقات و آموزش تنوع عصبی به طور فزاینده ای در نحوه نگاه و رسیدگی پزشکان به برخی ناتوانی ها و شرایط عصبی اهمیت دارد.

طرفداران تنوع عصبی زبانی فراگیر و بدون قضاوت را تشویق می کنند. در حالی که بسیاری از سازمان‌های حمایت از معلولیت، زبان اول را ترجیح می‌دهند (“فرد مبتلا به اوتیسم”، “فرد مبتلا به سندرم داون”)، برخی تحقیقات نشان داده‌اند که اکثریت جامعه اوتیسم زبان اول هویت (“فرد اوتیستیک”) را ترجیح می‌دهند. . بنابراین، به جای فرضیات، بهتر است مستقیماً در مورد زبان ترجیحی یک فرد و اینکه چگونه می‌خواهند با او صحبت شود، سؤال شود. دانش در مورد تنوع عصبی و زبان محترمانه نیز برای پزشکان مهم است، بنابراین آنها می توانند سلامت روانی و جسمی افراد دارای تفاوت های رشد عصبی را بررسی کنند.

تنوع عصبی و اختلال طیف اوتیسم

اختلال طیف اوتیسم (ASD) با تفاوت هایی در ارتباطات، یادگیری و رفتار مرتبط است، اگرچه ممکن است از فردی به فرد دیگر متفاوت به نظر برسد. افراد مبتلا به ASD ممکن است طیف وسیعی از نقاط قوت، توانایی ها، نیازها و چالش ها را داشته باشند. به عنوان مثال، برخی از افراد اوتیستیک می توانند به صورت کلامی ارتباط برقرار کنند، ضریب هوشی طبیعی یا بالاتر از حد متوسط ​​داشته باشند و به طور مستقل زندگی کنند. دیگران ممکن است نتوانند نیازها یا احساسات خود را بیان کنند، ممکن است با رفتارهای مخرب و مضری که بر ایمنی و رفاه آنها تأثیر می گذارد، دست و پنجه نرم کنند، و ممکن است به حمایت در تمام زمینه های زندگی خود وابسته باشند. به‌علاوه، برای برخی از افراد مبتلا به اوتیسم، تفاوت‌ها ممکن است برای خود فرد دردسر ایجاد نکند. در عوض، رنج ممکن است ناشی از موانع تحمیل شده توسط هنجارهای اجتماعی باشد که باعث طرد اجتماعی و نابرابری شود.

ارزیابی پزشکی و درمان برای افراد مبتلا به ASD مهم است. به عنوان مثال، ایجاد یک تشخیص رسمی ممکن است در صورت نیاز امکان دسترسی به خدمات اجتماعی و پزشکی را فراهم کند. یک توضیح تشخیصی ممکن است به فرد یا خانواده‌اش کمک کند تفاوت‌هایشان را بهتر درک کنند و ارتباطات اجتماعی را امکان‌پذیر کند. علاوه بر این، شرایط رشد عصبی ممکن است با سایر مشکلات سلامتی که نیاز به نظارت یا درمان اضافی دارند نیز همراه باشد. این مهم است که افرادی که به حمایت ها یا مداخلات رفتاری برای ارتقای مهارت های ارتباطی، اجتماعی، تحصیلی و زندگی روزمره نیاز دارند و تمایل دارند به این خدمات دسترسی داشته باشند تا کیفیت زندگی و پتانسیل رشد خود را به حداکثر برسانند. با این حال، رویکردها به مداخلات نمی توانند برای همه یکسان باشند، زیرا همه افراد اهداف، خواسته ها و نیازهای متفاوتی خواهند داشت.

تقویت تنوع عصبی در محیط کار

انگ، فقدان آگاهی و فقدان زیرساخت مناسب (مانند راه اندازی دفتر یا ساختارهای کارکنان) می تواند باعث طرد افراد دارای تفاوت های عصبی رشدی شود. درک و پذیرش تنوع عصبی در جوامع، مدارس، محیط‌های مراقبت‌های بهداشتی و محیط‌های کاری می‌تواند فراگیر بودن را برای همه افراد بهبود بخشد. برای همه ما مهم است که محیطی را ایجاد کنیم که برای تنوع عصبی مساعد باشد و نقاط قوت و استعدادهای هر فرد را بشناسیم و بر آنها تأکید کنیم و در عین حال از تفاوت ها و نیازهای آنها حمایت کنیم.

منبع:

http://www.autismtoolbox.co.uk/what-does-neurodiversity-mean

https://www.health.harvard.edu

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *