عشق و نفرت در مغز

بازدیدها: 32

 فعالیت در ناحیه preoptic داخلی مغز موش را به سمت عشق و علاقه متمایل می کند ، در حالی که فعالیت در هیپوتالاموس شکمی با اعمال پرخاشگرانه یا نفرت انگیزتری همراه است.

تحقیقات جدید دانشمندان علوم مغز و اعصاب (نوروساینتیست) که انگیزه های پشت رفتارهای فزاینده موش ها را بررسی می کند ، نشان می دهد که گاهی اوقات بین عشق و نفرت (یا عصبانیت) در مغز موش یک مرز نازک وجود دارد.

این تحقیق که در مجله Nature منتشر شده است ، در آزمایشگاه دکتر دیوید اندرسون ، رئیس هیئت علمی علوم اعصاب و همکار موسسه پزشکی هوارد هیوز است.

“آزمایشگاه پژوهش های مغز، علاقه مند به درک چگونگی کنترل رفتارهای اجتماعی و احساسات اساسی توسط مغز است.” محققان در حالی که مشغول مطالعه رفتارهای اجتماعی در موش ها بودند ، گاهی اوقات متوجه می شدند که موش های نر بر روی نر های دیگر سوار می شوند ، به روشی مشابه نحوه سوار کردن آنها به ماده ها.”

مشخص نبود که آیا این موش های نر سعی در جفت گیری با یک نر دارند زیرا آنها آن را با ماده اشتباه می گیرند یا اینکه می دانستند این ماده نر است اما قصد دارند بر آن تسلط پیدا کنند. محققان امیدوار بودند بتوانند بفهمند آیا موش نری که موش نر دیگری را سوار می شود ، هدفی متفاوت از موش سوار شده بر روی موش ماده را منعکس می کند و چگونه رفتار سوار شدن در مغز تنظیم می شود؟

برای فهمیدن این موضوع ، محققان ابتدا فیلم هایی از سوار شدن نرها و موش های ماده توسط نرهارا ضبط کردند. آنها با استفاده از یادگیری ماشینی ، نوعی نرم افزار که از طریق تجربه یاد می گیرند و آن را سازگار می کنند ، فیلم ها را تجزیه و تحلیل کردند تا ببینند آیا  تغییردر رفتار متفاوت وجود دارد یا نه. تجزیه و تحلیل یادگیری ماشین تفاوت آشکاری در مکانیک رفتار نشان نداد.

به نظر می رسد موش های نر هنگام جفت گیری با ماده ها برای آنان “آواز” می خوانند. این آهنگ ها که به عنوان صداهای فراصوتی شناخته می شوند ، برای شنیدن انسانها بسیار پر سر و صدا هستند ، اما می توان آنها را با یک میکروفون ویژه برداشت.

دکترکاریگو ، دانشمند فوق دکتری و تیمش دریافتند که موشهای نر فقط برای موشهای ماده آواز می خوانند ، نه برای موشهای نر. علاوه بر این ، هنگامی که یک نر سوار نر دیگری می شود ، پس از مدت کوتاهی سوار شدن ، دو حیوان معمولاً درگیر می شوند. این مورد در مورد یک شریک ماده اتفاق نمی افتد.

این نتایج حاکی از آن است که رفتار سوار شدن نسبت به ماده معنای متفاوتی از رفتار نسبت به یک ماده دارد. به طور خاص ، سوار شدن به سمت یک نر احتمالاً بیان سلطه یا عصبانیت خفیف (نصب تهاجمی) است و نه یک رفتار تولید مثل (یا اصطلاحاً وابسته).

در مرحله بعدی ، محققان کشف کردند که کدام مناطق مغز مسئول هر نوع رفتار سوارشدن هستند.

هنگامی که موش نر  روی موش های ماده سوار می شدند ، محققان فعالیت عصبی را در منطقه ای از مغز آن به نام هیپوتالاموس مشاهده کردند که از جمله می تواند گرسنگی ، تشنگی ، سوخت و ساز بدن و رفتارهای دفاعی را کنترل کند. به طور خاص ، به نظر می رسد که هیپوتالاموس درگیر باشد.

سپس تیم از نزدیک فعالیت سلولهای عصبی در  نواحی مورد نظر مغزرا بررسی کردند. آنها دریافتند که گروههای متمایزی از سلولهای عصبی در هنگام سوار شدن باروری و سوار شدن تهاجمی ، در هر منطقه از مغز فعال می شوند. علاوه بر این ، محققان دریافتند که می توانند کامپیوتر را آموزش دهند تا درست ، جنسی بودن یا تهاجمی بودن سوار شدن ها را پیش بینی کند ، صرفاً براساس الگوی فعالیت عصبی در این دو منطقه.

محققان سپس آزمایش کردند تا ببینند آیا این مناطق مغزی واقعاً دو رفتار سوار شدن را کنترل می کنند یا اینکه فعالیت در مناطق به سادگی با این رفتارها ارتباط دارد. آنها این کار را با استفاده از تکنیکی به نام تحریک اپتوژنتیک انجام دادند که در آن از نور برای ایجاد شلیک سلول های عصبی استفاده می شود. با هدایت نور به مناطق خاصی از مغز ، محققان می توانند فعالیت عصبی را در آنجا القا کنند و بنابراین رفتارهایی را القا می کنند.

هنگامی که محققان موش ماده ای را به موش نر ارائه دادند ، موش نر شروع به آواز خواندن و جفت گیری با یک ماده کرد. اما هنگامی که محققان VMHvl نر را تحریک کردند ، جنس نر آواز را متوقف کرد و شروع به رفتار تهاجمی سوار شدن نسبت به ماده کرد. برعکس ، اگر موش نر نسبت به نر دیگری رفتارهای پرخاشگرانه ای داشته باشد و محققان MPOA آن را تحریک کنند ، موش پرخاشگر جنگ را متوقف می کند ، شروع به آواز خواندن می کند و سعی می کند با نر دیگر جفت شود.

کاریگو و اندرسون این را به قدم زدن عشق و نفرت تشبیه می کنند. فعالیت در MPOA آن را به سمت عشق متمایل می کند ، در حالی که فعالیت در VMHvl آن را به سمت نفرت (یا پرخاشگری) متمایل می کند.

در این مطالعه ، از رفتار در حال رشد به عنوان یک نقطه ورود برای فهمیدن سازوکارهای اساسی عصبی برای کنترل حالات احساسی یا انگیزشی استفاده شده است. وی می گوید یافته های آنها درک ما را از چگونگی عملکرد مغز موش و به طور گسترده تر مغز پستانداران برای کنترل احساسات پیش می برد و افزود که آنها ممکن است روزی به ما در درک بهتر رفتارهای انسان کمک کنند.

Distinct hypothalamic control of same- and opposite-sex mounting behaviour in mice” by Tomomi Karigo, Ann Kennedy, Bin Yang, Mengyu Liu, Derek Tai, Iman A. Wahle & David J. Anderson. Nature

2021.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *