مدارهای مغزی که پاسخ های ترس را کنترل می کنند

بازدیدها: 14

محققان یک مدار عصبی را شناسایی کرده اند که پاسخ تهدید را در موش ها تنظیم می کند.محققان مرکز Sainsbury Wellcome Center یک مکانیسم مغزی را کشف کردند که به موش ها اجازه می دهد بر اساس تجربیات قبلی غرایز خود را زیر پا بگذارند.

این مطالعه ، که در Neuron منتشر شده است ، یک مدار جدید مغزی را در هسته ژنیکولار جانبی شکمی (vLGN) ، یک ساختار بازدارنده در مغز ، مشخص می کند. دانشمندان علوم اعصاب دریافتند که وقتی فعالیت در این ناحیه مغزی سرکوب می شود ، حیوانات بیشتر به دنبال ایمنی هستند و از خطر درک شده فرار می کنند ، در حالی که فعال شدن سلول های عصبی vLGN پاسخ های فرار به تهدیدات قریب الوقوع را به طور کامل لغو می کند.

در حالی که تجربه ترس یا اضطراب در شرایط خاص طبیعی است ، ما می توانیم پاسخ ترس خود را بسته به دانش یا شرایط خود تنظیم کنیم. برای مثال ، بیدار شدن از طریق انفجارهای شدید و نورهای روشن در نزدیکی ممکن است واکنش ترس را برانگیزد. اما اگر قبلا آتش بازی را تجربه کرده اید ، دانش شما احتمالاً از چنین واکنش هایی جلوگیری می کند و به شما اجازه می دهد بدون ترس تماشا کنید. از سوی دیگر ، اگر به طور اتفاقی در یک منطقه جنگی قرار بگیرید ، ممکن است واکنش ترس شما به شدت افزایش یابد.

در حالی که قبلاً نشان داده شده است که بسیاری از مناطق مغز در پردازش خطر درک شده و واسطه واکنش های ترس نقش دارند ، مکانیسم های کنترل این واکنش ها هنوز مشخص نیست. چنین کنترلی بسیار مهم است زیرا نقص آن می تواند منجر به اختلالات اضطرابی مانند فوبیا یا اختلالات استرس پس از سانحه (PTSD) شود ، که در آن تصور می شود که مدارهای مرتبط با ترس و اضطراب در مغز بیش از حد فعال می شوند و منجر به افزایش آسیب شناختی می شود.

مطالعه جدید در دانشگاه کالج لندن ، از یک الگوی تجربی ثابت استفاده کرد که در آن موش ها در پاسخ به سایه تاریک بالای سر به پناهگاه فرار می کردند. این محرک در حال حرکت شبیه یک شکارچی است که از بالا به سمت حیوان حرکت می کند.

محققان دریافتند که vLGN می تواند رفتار فرار را بسته به دانش حیوان در تجربه قبلی و ارزیابی خطر در محیط کنونی خود کنترل کند. هنگامی که موش ها منتظر تهدید نبودند و احساس امنیت می کردند ، فعالیت زیرمجموعه ای از نورون های بازدارنده در vLGN زیاد بود که به نوبه خود می تواند واکنش های تهدید کننده را مهار کند. در مقابل ، هنگامی که موش ها انتظار خطر را می کشیدند ، فعالیت در این سلول های عصبی کم بود ، که باعث می شد حیوانات بیشتر فرار کرده و به دنبال ایمنی باشند.

vLGN ممکن است به عنوان یک دروازه بازدارنده عمل کند که آستانه ای را برای حساسیت به محرک بالقوه تهدید کننده بسته به دانش حیوان تعیین می کند.”

قطعه بعدی این معما که محققان بر آن تمرکز کرده اند تعیین این است که vLGN با کدام نواحی مغز در تعامل است تا به این کنترل بازدارنده واکنش های دفاعی دست یابد. آنها قبلاً یکی از این ناحیه های مغزی را شناسایی کرده اند ، کولیکولوس فوقانی در مغز میانی.

 vLGN به طور خاص سلول های عصبی را در کولیکولوس فوقانی که به تهدیدات بصری پاسخ می دهند مهار می کند و در نتیجه مسیری را که در واکنش به چنین تهدیدهایی واسطه است در مغز مسدود می کند .

در حالی که انسانها نباید زیاد نگران شکارچیان باشند ، اما در شرایط خاص واکنشهای ترس غریزی نیز دارند. بنابراین این امید وجود دارد که دانشمندان بالینی بتوانند روزی بفهمند که آیا مدارهای مغزی مربوطه در انسان عملکرد مشابهی دارند یا خیر ، در آینده پیامدهای بالینی برای درمان PTSD و سایر اختلالات مربوط به اضطراب وجود دارد.

منبع:

Flexible inhibitory control of visually-evoked defensive behaviour by the ventral lateral geniculate nucleus” by Sonja Hofer et al. Neuron

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *