شتشوی مغزی یا Brain washing به بازسازی فکر، مجاب سازی تحمیلی، کنترل ذهن و رفتار گفته می شود.در شتشوی مغزی از نفوذ روانی و اجتماعی سوء استفاده می شود و منجر به فریب عمومی می شود. در رمان ۱۹۸۴ نوشته جورج اورول که در ارتباط با مغز شویی است آمده است: زبان و نه نیروی فیزیکی کلید سوء استفاده ذهنی است.امروزه جراید، رسانه ها ، تلویزیون ، سخنرانی و تبلیغات تماما از شستشوی مغزی استفاده می کنند تا آنچه را که می خواهند در ذهن مخاطب فرو کنند.
طیف نفوذ و مجاب کردن دیگران به این صورت است:
Education …… > Advertising …… > Propaganda …..>Indoctrination
بعضی ها فکر می کنند که بازسازی فکری فقط در زندان ها و یا زیر شکنجه اتفاق می افتد بلکه این متد بیشتر بر روی مردم عادی اعمال می شود.بازسازی فکری با تغییر افراد بدون تغییر دادن معلومات آنها است.باید دانست که اعتقادات و باورهای افراد مانند مسواک شخصی است و نمی توان آنرا در دهان دیگری فرو کرد.سال هاست که روش های مغز شویی توسط کلاهبرداران ، مجرمان روانی و افراد دارای جنون خود شیفتگی اعمال می شود.تجربه مغز شویی مانند تجربه یک درد یا تب نیست بلکه یک تطابق اجتماعی غیر قابل دیدن است.
تاکتیک هایی که در مغز شویی اتخاذ می شود: شامل وادار کردن فرد به بازخوانی تاریخ زندگی اش و تغییر دیدگاه ها و عقاید به صورت ریشه ای است. در این تاکتیک ها محیط فرد تحت کنترل در می آید و با ایجاد حس طمع، ترس و نا توانی ذهن فرد تحت کنترل قرار می گیرد. در این تاکتیک یک سیستم منطق بسته ایجاد می شود و اجازه ورود به واقعیات و یا طرح انتقادات را نمی دهد.
مراحل شستشوی مغزی و تغییر رفتار گام به گام انجام می شود طوریکه فرد متوجه آن نشود.در تکنیکی دیگر از سیستم پاداش یا تنبیه برای کنترل فرد استفاده می شود.همینطور شایعه پراکنی و سانسور و فیلتر اطلاعات از جمله دیگر تاکتیک هاست.از نظرات افرادی که مشهورند ولی اطلاعات و نظریات آنها به صورت علمی ثابت نشده است مانند: فروید، کارل مارکس ، بودا و مارتین لوتر استفاده می شود تا بتوان اطلاعات را در ذهن مخاطب قرار داد.