این یک سوال ضروری است که باید به آن پاسخ داد زیرا مغز تنظیم کننده کلیدی طول عمر شما است. بدن شما تقریباً به سرعت مغز شما پیر می شود. بنابراین، هر کاری که برای کند کردن پیری بدن خود انجام دهید، در پیری کندتر مغز شما منعکس خواهد شد. بسیاری از عملکردهای مغز مانند خواب، یادگیری و حافظه، رفتارهای خوردن و ثبات عاطفی، ممکن است به طور قابل توجهی در طول پیری طبیعی و بیمارگونه تغییر کند. ماهیت و شدت این تغییرات به عوامل متعددی از جمله رژیم غذایی و مصرف مواد مخدر، عادات خواب و آسیب پذیری های ارثی بستگی دارد. در طول دهه گذشته، مشخص شده است که فرآیندهای ترمیم طبیعی بدن توسط DNA شما برنامهریزی میشوند تا کاهش یابند یا به دلیل انتخاب سبک زندگی شما مجبور به کاهش میشوند.
سرعت پیری شما تقریباً به طور کامل به نحوه تولید انرژی مورد نیاز مغز برای عملکرد توسط بدن شما بستگی دارد. آیا راهی برای کند کردن این روند وجود دارد؟ بله وجود دارد؛ بهترین توصیه ای که هر کسی می تواند ارائه دهد بیش از ۲۴۰۰ سال پیش توسط بقراط Hippocrates ارائه شده است:
*اگر میتوانستیم به هر فردی مقدار مناسبی از تغذیه و ورزش بدهیم، نه کم و نه زیاد، مطمئنترین راه برای سلامتی را پیدا میکردیم.*
روش دیگر: همه چیز، از جمله غذا و ورزش، در حد اعتدال. ظاهراً انسانها حتی دو هزار سال پیش زیادهروی میکردند.
پیری وابسته به سن چه زمانی شروع می شود؟
این سوال ساده ای برای پاسخ دادن نیست. تعریف پیری سخت است. دانشمندان معمولاً بسته به ویژگی پیری که مطالعه می کنند، آن را به صورت عملیاتی تعریف می کنند. افراد به دلایل کاملا متفاوتی با نرخ های بسیار متفاوتی پیر می شوند: همه چیز به سبک زندگی فرد بستگی دارد. سیگار کشیدی؟ چاق بودی؟ این دو عامل عامل بیشتر پیری و سلامت ضعیف انسان هستند. علاوه بر این، سن فرد طبق تقویم لزوماً با کاهش همه تواناییهای شناختی مرتبط نیست. به عنوان مثال، با افزایش سن، دایره لغات شما همچنان بهبود می یابد و ممکن است مهارت های اجتماعی ظریفی را پرورش دهید. اولین نشانه واقعی پیری کاهش کیفیت خواب و در نتیجه اختلال در یادگیری، حافظه و توانایی های توجه در طول روز است. ترشح آدنوزین در مغز با فعالیت متابولیک در هنگام خواب مرتبط است.مغزهای مسن تر در شستشوی آدنوزین خارج سلولی مشکل بیشتری دارند، بنابراین منجر به اختلال در یادگیری و توجه می شود.
دومین تغییر تعیین کننده سن، کاهش توانایی در تجربه احساسات قوی می باشد. به طور کلی، با افزایش سن ، مغز تغییرات جبرانی متعددی را در نحوه پردازش اطلاعات ایجاد می کند تا به فعالیت ذهنی اجازه دهد تا حدودی طبیعی بماند.
عوامل زیادی پیری مغز را تعیین میکنند و در نتیجه بر زمان مرگ شما تأثیر میگذارند.اکثر افرادی که در خواب می میرند معمولاً در ساعات اولیه صبح که دمای بدن آنها پایین است می میرند و سردتر شدن در شب در ماه های زمستان راحت تر است. آیا واقعاً در شب آنقدر سرد می شویم که در خطر مرگ باشیم؟ آره. با توجه به اینکه در طول روز مشکلی برای گرم ماندن نداریم، چگونه ممکن است؟ مشکل این است که در طول خواب REM، زمانی که شما مشغول رویاپردازی هستید، مغز پستانداران بسیار تکامل یافته شما واقعاً کاری انجام می دهد. بنابراین، چون زمان زیادی را در ساعات اولیه صبح در خواب REM می گذرانید، دمای بدن شما توسط مغز شما محافظت نمی شود و آرام آرام خنک می شوید. به همین دلیل است که صبح با احساس سرما از خواب بیدار می شوید: سرد هستید.
در نتیجه، با توجه به این واقعیت که دمای بدن شما در ساعات اولیه صبح کاهش می یابد، استرس قابل توجهی بر سیستم قلبی عروقی پیری وارد می شود. از این رو، افراد مسن با نارسایی عملکرد قلبی عروقی که امروزه یک بیماری بسیار رایج است، در ساعات اولیه صبح می میرند.
برخی از مردم عمر بسیار طولانی دارند. آنها چه کاری متفاوت از هم عصران خود که قبل از آنها مرده بودند انجام دادند؟ دانشمندان با مصاحبه با افراد صد ساله به برخی از اسرار آنها پی برده اند. انسان هایی که بیش از ۱۰۰ سال عمر کرده اند به طور مداوم سه ویژگی مهم سبک زندگی را گزارش می دهند: آنها بیشتر زندگی خود را در یک مکان و در نزدیکی اعضای خانواده سپری کردند، از محصولات تنباکو استفاده نکردند و تا حد امکان از داروهای کمتری استفاده کردند. علاوه بر این، داشتن یک وضعیت اقتصادی بالاتر، تحصیلات عالی ، زن بودن و داشتن والدینی با عمر طولانی، همگی با طول عمر بیشتر مرتبط هستند.
ماده ها از همه گونه ها، اعم از مگس، سوسک، موش صحرایی، عنکبوت یا انسان، بیشتر از نرها عمر می کنند. چرا؟ ممکن است بین طول تلومر و سن رابطه وجود داشته باشد. تلومرها قطعات حیاتی DNA ما هستند. هر بار که یک سلول تقسیم می شود، طول تلومر کوتاه می شود. زنان در طول زمان کوتاه شدن تلومر کمتری نسبت به مردان نشان می دهند. شواهد اخیر نشان می دهد که این امر باعث طول عمر بیشتر زنان می شود. علاوه بر این، وجود تستوسترون در مردان باعث می شود که آنها سریعتر پیر شوند. برای درک اینکه چرا مردان همیشه زودتر از زنان می میرند، باید تأثیرات غذا خوردن را نیز درک کنید.
مانند بسیاری از جانوران دیگر روی این سیاره، انسانها با شکستن پیوندهای کربنی موجود در چربیها، قندها و پروتئینها، انرژی را برای ماشینهای بیوشیمیایی ما به دست میآورند و سپس تا حد ممکن انرژی را از این فرآیند دریافت میکنند. مطالعات اخیر نشان داده است که انسان ها، احتمالاً به دلیل مغز بسیار فعال ما، غذا را بسیار سریعتر از سایر حیوانات متابولیزه می کنند. بخش اعظم انرژی موجود در غذا به دلیل گرما از دست می رود که به حفظ دمای بدن کمک می کند. فرآیند استخراج انرژی از چربیها، پروتئینها و کربوهیدراتهای موجود در رژیم غذایی، سلولهای ما را با باقی ماندههای اتم کربن باقی میگذارد. فکر کنید این زباله های کربنی شبیه خاکستر باقی مانده پس از آتش سوزی یک تکه چوب است. این زباله اتم کربن باید به نحوی دور انداخته شود. راه حل برای سلول های شما، راه حلی که حداقل ۳.۵ میلیارد سال پیش تکامل یافته است، ترکیب این اتم های کربن باقی مانده با اکسیژن است. سلول های شما به سادگی این محصول زائد را به عنوان گازی به نام دی اکسید کربن دفع می کنند: یک کربن و دو اتم اکسیژن به هم متصل شده اند. انرژی پیوند کربن به شکل چربی ها، کربوهیدرات ها و پروتئین ها مصرف می شود. سپس بدن ما انرژی را استخراج می کند و باقیمانده آن را به صورت دی اکسید کربن و بخار آب دفع می کند. اما مشکل بزرگی در این راه حل قدیمی وجود داشت: اکسیژن برای سلول های ما بسیار سمی است. اکسیژن باید با دقت زیادی به داخل بدن شما منتقل شود زیرا اکسیژن باعث اکسیداسیون می شود. ممکن است این اثر را زنگ زدگی بدانید. راه حل بدن شما برای مدیریت چنین مولکولی سمی، اتصال اکسیژن به پروتئینی در خون به نام هموگلوبین است.
به طور کلی، هموگلوبین در خون شما کار مناسبی برای تنظیم سطح اکسیژن در نزدیکی سلولهای بدن شما انجام میدهد تا سلولهای شما اکسیژن مورد نیاز برای تنفس، یعنی برای حذف ضایعات کربن را داشته باشند. با این حال، گاهی اوقات، یک مولکول اکسیژن سرگردان از هموگلوبین آزاد می شود و قبل از اینکه بتواند آسیب واقعی به سلول های شما یا محموله گرانبهای آنها، DNA وارد کند، باید دستگیر شود.
سلول ها همچنین سیستم های آنتی اکسیدانی متعددی را تکامل داده اند تا از شما در برابر اکسیژنی که باید در آن تنفس کنید، دفاع کنند. این سیستم های آنتی اکسیدانی آنقدر موثر هستند که به شما اجازه می دهند تا ۱۰۰ سال یا بیشتر در صورت خوش شانسی زندگی کنید. همه گونه ها مجبور به مقابله با این چالش بوده اند. طول عمر تقریباً همه گونه ها با میزان دفاع آنها در برابر اکسیژن بسیار مرتبط است. بنابراین، بهترین راه برای آهستهتر شدن پیری و همچنین سالمتر شدن در حین پیری این است که سلولهای خود را در معرض کمترین میزان ممکن اکسیژن قرار دهید. یکی از راه های اثبات شده برای رسیدن به این هدف، نیاز به خوردن کمترین مقدار ممکن است.جدیدترین شواهد نشان می دهد که باید تلاش خود را بر کاهش تعداد کالری دریافتی به عنوان پروتئین حیوانی متمرکز کنید. شواهدی که این توصیه را تأیید می کند بسیار زیاد است.
هر روز چه کاری انجام می دهید که احتمال مرگ شما را افزایش می دهد؟ پاسخ برای همه انسان ها، و همچنین برای هر حیوان تنفسی دیگری در این سیاره، ساده است: ما می خوریم و نفس می کشیم. اگر کالری کمتری مصرف کنید، یعنی پیوندهای کربنی به شکل چربی، پروتئین و کربوهیدرات، به اکسیژن کمتری نیاز دارید. با این حال، برای زنده ماندن باید بخوریم و نفس بکشیم. مشکل این است که انجام این کار ما را در برابر پیامدهای اکسیژن آسیب پذیر می کند. در نتیجه، بدن و مغز ما سریعتر پیر میشود، زیرا ما در تمام طول روز و هر روز از زندگیمان به خوردن و خوردن و تنفس و خوردن و تنفس ادامه میدهیم.
در حال حاضر، دانشمندان بر این باورند که محدود کردن کل کالری دریافتی به شما اجازه نمیدهد بیشتر عمر کنید. در عوض، کاهش تعداد کل کالری های مصرفی در هر روز به میزان تقریباً یک سوم باعث طول عمر سالم تر و کیفیت بهتر زندگی می شود.
محدودیت کالری چگونه عمل می کند؟
با افزایش سن طبیعی، به دلیل اینکه شما در حال غذا خوردن و تنفس هستید، مولکول های آسیب رسان به بافت به نام رادیکال های آزاد اکسیژن توسط اکسیژن در خون شما تشکیل می شوند. رادیکالهای آزاد با افزایش سن شیوع بیشتری پیدا میکنند و ممکن است به آرامی سیستمهای آنتیاکسیدان طبیعی شما را تحت تأثیر قرار دهند و نورونها و تقریباً تمام سلولهای دیگر بدن را از بین ببرند. بر اساس کشف اخیر دیگری، تولید بیش از حد این رادیکالهای آزاد اکسیژن ممکن است سلولهای سرطانی را به متاستاز و پخش شدن در بدن تشویق کند. فرآیندهای بیوشیمیایی که در هر سلول بدن شما اتفاق میافتد، به آن سلولها آسیب میزند. به نظر می رسد که حداکثر طول عمر هر گونه ممکن است با تعداد رادیکال های آزاد در هر یک از سلول های آنها تعیین شود.
این برای مردان بدتر است. ترکیب توده عضلانی بیشتر از زنان و وجود تستوسترون باعث گرمتر شدن مردان نسبت به زنان می شود. تستوسترون نحوه متابولیزه کردن غذا را در مردان تغییر میدهد و میزان گرمایی که ماهیچههای آنها در طول تنفس طبیعی تولید میکنند را افزایش میدهد. تستوسترون فرآیند طبیعی تبدیل غذا به انرژی را ناکارآمد می کند، یعنی سلول ها انرژی بیشتری را به عنوان گرما هدر می دهند تا مردان احساس گرما کنند. به همین دلیل است که کاهش وزن برای مردان بسیار آسان تر از زنان است. بدن مرد، به ویژه ماهیچه ها، قادر است تعداد قابل توجهی از کالری مصرفی را به عنوان گرمای بدن هدر دهد. هدر دادن کالری برای تولید گرما پیامدهای منفی دارد. مردان باید کالری بیشتری در روز مصرف کنند وبنابراین، رادیکالهای آزاد اکسیژن مضر بیشتری نسبت به زنان تولید میکنند. زنان با کمبود تستوسترون و توده عضلانی قابل توجه، تمایل دارند گرمای بدن کمتری را از غذا تولید کنند. در نتیجه، کاهش وزن برای زنان بسیار دشوارتر از مردان است. در مقابل، زنان انرژی کمتری هدر می دهند، نیاز به مصرف کالری کمتری دارند و رادیکال های آزاد اکسیژن کمتری تولید می کنند که همه اینها به طول عمر کلی آنها کمک می کند.
به طور خلاصه، چون برای زنده ماندن باید غذا مصرف کنید و اکسیژن تنفس کنید، کم کم پیر می شوید و می میرید. اکسیژن مشکل ساز زندگی ماست. گونههایی که رادیکالهای آزاد کمتری را از اکسیژنی که تنفس میکنند تولید میکنند، یا روشهای بهتری برای کنترل این مولکولهای سمی ایجاد کردهاند، نسبت به گونههایی که این روشها را تکامل ندادهاند، بیشتر عمر میکنند. بین مردن و مدت زمانی که شما زنده بوده اید رابطه قوی وجود دارد. چه چیزی زیربنای این همبستگی است؟ هر روز از زندگی خود چه می کنید که شما را پیر می کند؟ خوردن و نفس کشیدن.
آیا راه دیگری برای کند کردن روند پیری خود دارید؟ بله، غذاهایی مصرف کنید که رادیکال های آزاد اکسیژن را از بین می برند. به دلایل واضح به این غذاها آنتی اکسیدان می گویند.غذاهای غنی از آنتی اکسیدان عبارتند از میوه و سبزیجات رنگارنگ، ماهی و روغن زیتون، آب میوه، گیاهان دارای خاصیت ضد التهابی و داروهایی مانند آسپرین، برخی استروئیدها، دارچین و برخی ادویه جات دیگر، کافئین و شکلات، ویتامین های محلول در چربی، آجیل ، حبوبات.
افرادی که این غذاها را می خورند تغییرات حاد در افکار یا خلق و خوی خود را گزارش نمی کنند (بسته به میزان مصرفشان!) اما مطمئناً از مصرف منظم آنها در طول عمر خود سود می برند. به طور کلی، سود ناشی از این واقعیت است که همه این غذاها از مغز و بدن شما در برابر مرگبارترین چیزی که هر روز در معرض آن قرار میگیریم، محافظت میکند، یعنی اکسیژن. بنابراین، سبک زندگی افرادی که طولانیترین عمر را دارند با مصرف غذاهای غنی از آنتی اکسیدان و همچنین مصرف کالری بسیار کمتر به طور کلی مشخص میشود. هر دوی این رویکردهای غذایی سالم هستند. در صورت ترکیب، بهترین شانس برای زندگی سالم و پیری کندتر را ارائه می دهند.
کدام ناحیه مغز با افزایش سن بیشتر آسیب می بیند؟
یک رژیم غذایی ناسالم پیامدهای طولانی مدت منفی بسیاری برای عملکرد مغز با افزایش سن دارد. یکی از اینها تخریب هیپوکامپ در لوب تمپورال است که منجر به علائم زوال عقل dementiaمی شود. دو پیامد عمده انحطاط هیپوکامپ وجود دارد: یکی سرگردانی wandering و دیگری از دست دادن حافظه. شصت درصد افراد مسن مبتلا به زوال عقل سرگردان خواهند بود. آنها نام یا آدرس خود را فراموش می کنند و حتی در مکان های آشنا نیز دچار سردرگمی می شوند. چرا؟ هیپوکامپ نقشه ها را تشکیل می دهد و به شما اطلاع می دهد که کجا هستید، کجا زندگی می کنید و ماشین خود را کجا پارک کرده اید. افزایش سن عملکرد هیپوکامپ را تغییر می دهد. در نتیجه، نقشه های ذهنی به درستی شکل نمی گیرند.
افراد مسن اغلب احساسات مشابهی را گزارش می کنند حتی زمانی که همسر یا دوست به آنها اطلاع می دهد که در یک محیط آشنا هستند. این تجربه می تواند گیج کننده و ترسناک باشد. به یاد داشته باشید که هر چیزی که ناآشنا باشد آمیگدالamygdala را فعال می کند و واکنش ترس ایجاد می کند. چرا هیپوکامپ پیر نمی تواند نقشه های دقیقی تهیه کند؟ زمانی تصور میشد که عدم عملکرد طبیعی هیپوکامپ با افزایش سن به دلیل از دست دادن گسترده سلولها و زوال اتصالات عصبی است. امروزه می دانیم که تغییراتی که در طول پیری طبیعی رخ می دهد بسیار ظریف تر و انتخابی هستند. در واقع، مشکل هیپوکامپ عمدتاً به دلیل تغییرات دژنراتیو در ناحیه کوچکی به نام شکنج دندانه دار dentate gyrus است.
در انسانهای مسن شکنج دندانهدار هیپوکامپ بیشترین کاهش عملکرد مربوط به سن را نشان میدهد. چرا شکنج دندانهدار نسبت به پیری آسیبپذیر است؟ تحقیقات منتشر شده در ۲۰ سال گذشته نشان میدهد که این ناحیه هیپوکامپ نسبت به هر ناحیه دیگری از مغز، التهاب مرتبط با افزایش سن و آسیبشناسی ناشی از التهاب را تجربه میکند. التهابی که با افزایش سن طبیعی ایجاد می شود به خوبی شناخته نشده است، اما ممکن است با چاقی، رژیم غذایی نامناسب، ضربه مغزی، دیابت یا پروتئین های جهش یافته شروع شود.قرار گرفتن طولانیمدت نورونهای شکنج دندانهدار با التهاب مغز، عملکرد طبیعی را مختل میکند و مغز را از ایجاد خاطرات جدید یا نقشههای فضایی جدید از محیط باز میدارد. التهاب مغز در مراحل اولیه زوال عقل نیز وجود دارد. التهاب طولانی مدت مغز اندازه هیپوکامپ را تا حد زیادی کاهش می دهد. این منجر به مشکلات جدی در یادگیری و توانایی افراد برای یافتن راه خود در محیط های جدید و ناآشنا می شود.
التهاب مغز چگونه کاهش می یابد؟
با توجه به نقش حیاتی التهاب درایجاد این علائم زوال عقل، نباید تعجب آور باشد که درمان طولانی مدت با داروهای ضد التهابی، مانند ایبوپروفن و آسپرین، ممکن است در برابر بسیاری از این تغییرات مرتبط با سن در سلامت مغز را محافظت کند. بسیاری از مطالعات اپیدمیولوژیک کشف کرده اند که استفاده روزانه از دوزهای بالای داروهای ضدالتهابی غیراستروئیدی، مانند ایبوپروفن، برای حداقل دو سال با کاهش قابل توجه خطر ابتلا به بیماری آلزایمر مرتبط است. متأسفانه، داروهای ضد التهابی نمی توانند به طور مؤثر علائم بیماری آلزایمر را پس از ظهور درمان کنند و همچنین نمی توانند میزان آسیب شناسی مغز مرتبط با این بیماری را کاهش دهند. علاوه بر این، دوز روزانه با هر یک از داروهای ضد التهابی که در حال حاضر در بازار وجود دارد، باعث خونریزی و ناراحتی قابل توجهی در روده می شود.
علیرغم ادعاهایی که در مطبوعات رایج یا در اینترنت وجود دارد، در حال حاضر هیچ درمانی وجود ندارد که بتواند از زوال سلول های مغزی مرتبط با پیری طبیعی جلوگیری کند. شایع ترین بیماری مرتبط با سن که با زوال شناختی همراه است، بیماری آلزایمرAlzheimer’s disease است. برای اکثر بیماران، تشخیص بیماری آلزایمر در اواخر پیشرفت بیماری انجام می شود. این مایه تاسف است زیرا بیمار را از درمان هایی که پیشرفت زوال عقل را کند می کند، باز می دارد. علاوه بر این، درک بهتر عوامل خطر بیماری آلزایمر ممکن است روزی میزان بروز این بیماری را کاهش دهد.
بنابراین عوامل خطر اصلی برای بیماری آلزایمر چیست؟ سابقه خانوادگی، به ویژه در سمت زنانه، وجود ژن های خاص؛ ضربه شدید سر پس از ۵۰ سالگی؛ و افسردگی و دیابت همگی از عوامل خطر شناخته شده هستند. سابقه مادری، به ویژه، با خطر بالاتر ابتلا به بیماری آلزایمر مرتبط است.یک زن ۶۵ ساله یک در شش شانس ابتلا به بیماری آلزایمر را در مقایسه با یک از یازده برای یک مرد هم سن دارد.علاوه بر این، علائم زوال عقل در زنان در مقایسه با مردان سریعتر پیشرفت می کند.
در نهایت، زنان مسن بیشتر از مردان مسن پس از تجربه بیهوشی جراحی، از اختلالات شناختی طولانی مدت رنج می برند. زنان همچنین در سن ۵۰ سالگی اوج شروع اسکیزوفرنیschizophrenia را نشان می دهند که میانگین سن شروع یائسگی در ایالات متحده است. به نظر می رسد تغییرات قابل توجهی در فیزیولوژی بدن و مغز مرتبط با یائسگی، زنان را در معرض خطر بسیاری از اختلالات عصبی قرار می دهد.
تحصیلات خوب شرایط را پیچیده می کند. اول، خبر خوب: دو مطالعه متفاوت روی راهبههای کاتولیک نشان دادهاند که تحصیلات دانشگاهی در مقایسه با راهبههایی که فقط دبیرستان را به پایان رساندهاند، طول عمر را حدود هشت سال افزایش میدهد. تحصیل کردن همچنین شروع علائم زوال عقل مرتبط با بیماری آلزایمر را به تاخیر می اندازد. با این حال، اگر به بیماری آلزایمر مبتلا شوید، در مقایسه با افرادی که به بیماری آلزایمر مبتلا شده اند اما به دانشگاه نرفته اند، زوال ذهنی و جسمی شما تسریع می شود. این یافته غیر شهودی ممکن است به دلیل عدم تعادل در شیمی عصبی باشد.
یکی دیگر از بیماریهای مرتبط با سن که اغلب در بسیاری از بیماران مبتلا به آلزایمر وجود دارد و ممکن است توسط ژنهای جهشیافته و همچنین افزایش التهاب مغز مرتبط با سن ایجاد شود، بیماری پارکینسونParkinson’s disease است.
بیماری پارکینسون چیست؟
علائم بیماری پارکینسون توسط دکتر جیمز پارکینسونDr.James Parkinson، یک پزشک عمومی در لندن عنوان شدکه اولین توصیف کامل علائم و پیشرفت بیماری را در سال ۱۸۱۷ در کتابی با عنوان “مقاله ای در مورد فلج تکان دهنده” ارائه کرد. علائم شامل موارد زیر است: ترمورtremor یا لرزش که معمولاً در زمان استراحت به صورت یک طرفه در دست ها و انگشتان شروع می شود. حرکات آهسته با گام های کوتاه ، سفتی در عضلات هر قسمت از بدن، که گاهی اوقات می تواند بسیار دردناک باشد. وضعیت خمیده و مشکلات تعادل همراه با خطرات معمول مرتبط با زمین خوردن؛ اختلال در شروع یا انجام حرکات ناخودآگاه مانند پلک زدن، لبخند زدن یا چرخاندن دست ها هنگام راه رفتن و مشکلات در گفتار، مانند صحبت کردن بیش از حد آهسته یا با تردید، یا مشکلات عاطفی. دکتر پارکینسون تقریباً همه این علائم و نشانهها را در شش بیمار که در مقاله اصلی او مورد بحث قرار گرفتند شناسایی کرد، اما سفتی عضلات آنها را نادیده گرفت. مورخان پزشکی ادعا می کنند که دکتر پارکینسون ترجیح می داد به بیماران خود دست نزند. در عوض، او از عصای بلند خود برای ضربه زدن به آنها در طول معاینات فیزیکی استفاده کرد و بنابراین یکی از معیارهای تشخیصی حیاتی بیماری را از دست داد.
عوامل خطر اصلی برای بیماری پارکینسون مکانیسم هایی را نشان می دهد که زمینه ساز این بیماری است. بار دیگر، هم ژن و هم محیط در این اختلال نقش دارند. در ایالات متحده، یک عامل خطر عمده رشد در یک محیط روستایی است. تصور می شود که علت قرار گرفتن زودهنگام و طولانی مدت با آفت کش ها باشد. سایر خطرات شامل قرار گرفتن در معرض فلزات سنگین و استفاده از مواد مخدر غیرقانونی مانند مواد افیونی است. یک خطر ژنتیکی برای برخی از خانواده ها شناسایی شده است، اما برای اکثریت قریب به اتفاق بیماران نقش کمی دارد یا هیچ نقشی ندارد. مدلهای حیوانی بیماری پارکینسون شواهد مفصلی در مورد نقش التهاب مغز و استرس اکسیداتیو متعاقب آن در مرگ نورونهای آسیبپذیر در سراسر ساقه مغز ارائه کردهاند. اگرچه تعیین علائم خاص به مرگ سیستم های انتقال دهنده عصبی منفرد چالش برانگیز است، به طور کلی، از دست دادن نورون های دوپامین زمینه ساز اختلالات حرکتی است، از دست دادن نورون های نوراپی نفرین زمینه ساز بی حالی و برانگیختگی کم است.از دست دادن نورونهای سروتونین ممکن است منجر به وجود توهمات بینایی شود که اغلب پس از توقف برخی از دورههای خواب رویایی گزارش میشوند، و از دست دادن نورونهای استیل کولین پیشمغز پایه basal forebrainممکن است زمینهساز علائم زوال عقل باشد. از دست دادن سلول های استیل کولین مهم است زیرا یک مطالعه اخیر نشان داد که در عرض ۱۰ سال پس از تشخیص تقریباً همه بیماران مبتلا به بیماری پارکینسون درجاتی از زوال عقل را نشان می دهند. امروزه، درمان استاندارد شامل تجویز داروهایی است که برای تقویت عملکرد دوپامین در سیناپس طراحی شده اند.
سایر درمان های تهاجمی تر شامل تحریک یا آسیب رساندن به اجزای خاص سیستم های کنترل حرکتی مغز است. همانطور که در مورد چگونگی توسعه و پیشرفت بیماری بیشتر می آموزیم، درمان های مداخله ای ایمن احتمالا موثرتر می شوند.
چگونه سیستم عصبی با افزایش سن تغییر می کند؟
مغز شما وزن کم می کند. زمانی که به دنیا آمدید، وزن آن حدود ۳۶۰ گرم بود. هنگامی که شما ۲۰ ساله بودید، وزن آن حدود ۱۳۷۵ گرم بود. و به طور متوسط تا رسیدن به سن ۸۰ سالگی به ۱۲۶۵ گرم کاهش می یابد. بیشتر این تغییرات به دلیل از دست دادن سلول نیست، بلکه به دلیل کم آبی ساده مغز و متعاقب آن کوچک شدن نورون ها در مناطق آسیب پذیر است. نورون ها با کوچک شدن توانایی خود را برای عملکرد از دست می دهند. یک عامل جزئی در کاهش اندازه مغز، از دست دادن عایق میلین در اطراف آکسون ها است. از دست دادن میلین باعث کند شدن جریان اطلاعات بین نورون ها در سراسر مغز می شود.
چه اتفاقی برای سیستم بینایی می افتد؟
سیستم بینایی که اطلاعات ضروری زیادی را در اختیار مغز قرار می دهد، کاهش عملکرد وابسته به سن را نشان می دهد. چشم ها به دلیل از دست دادن خاصیت ارتجاعی عدسی و متعاقب آن صاف شدن شکل عدسی دچار دوربینی می شوند و توانایی لنز برای تمرکز بر روی اجسام نزدیک را کاهش می دهد. افزایش چگالی و همچنین کدورت لنز حداقل مقدار انرژی مورد نیاز برای ایجاد پاسخ بصری را افزایش می دهد. این تغییرات در لنز اغلب با قرار گرفتن طولانی مدت در معرض نور خورشید تسریع می شود. شبکیه یک شبکه نازک از نورون ها در پشت چشم است که نور ورودی را تشخیص می دهد و این اطلاعات را به ایمپالس های الکتریکی تبدیل می کند که برای پردازش به تصویر به مغز منتقل می شود. شبکیه در برابر بسیاری از تغییرات دژنراتیو مرتبط با سن که در مغز رخ می دهد، آسیب پذیر است، مانند استرس اکسیداتیو و سموم مختلف.
چه اتفاقی برای شنوایی می افتد؟
سیستم شنوایی فرد سالخورده بااز دست دادن شنوایی عمومی همراه می شود، اما اغلب فرکانس های بالاتر (حدود ۳ تا ۷ کیلوهرتز). متأسفانه، پیامد از دست دادن این فرکانس ها کاهش توانایی درک گفتار است. کاهش شنوایی بیشتر به دلیل تغییرات دژنراتیو است که در ساختار گوش داخلی به نام حلزون گوش رخ می دهد. برای افرادی که در محیطهای پر سر و صدا زندگی میکنند یا از هدفون برای گوش دادن به موسیقی با صدای بلند استفاده میکنند، انرژی صدا به گوش داخلی هدایت میشود و منجر به مرگ سلولی سلولهای گیرنده صدا میشود.
چه اتفاقی برای تعادل می افتد؟
سیستم دهلیزی که شتاب زاویه ای بدن و همچنین حس گرانش و شیب بدن را کنترل می کند، در گوش داخلی قرار دارد. بدون شک، آزاردهنده ترین مشکل مربوط به سن که بیشتر مردم از آن شکایت دارند، از دست دادن تعادل است. این در حدود یک سوم از افراد ۴۰ سال و بالاتر رخ می دهد. انحطاط اعصاب دهلیزی به تعداد و دفعات زیاد موجب زمین خوردن در سالمندان می شود. سرگیجه اغلب شایع ترین شکایتی است که بیماران مسن به پزشکان خود اشاره می کنند. چرا؟ تعداد نورون هایی که از سیستم دهلیزی در گوش داخلی یک فرد ۲۰ ساله منشا می گیرند حدود ۱۹۰۰۰ است. این تعداد در سن ۶۰ سالگی به حدود ۱۸۰۰۰ کاهش می یابد. ظاهراً از دست دادن تنها حدود ۵ درصد از این نورون ها برای ایجاد سرگیجه و مشکلات تعادل کافی است. سرگیجه، شکایت حدود ۹۰ درصد از بیمارانی است که در کلینیک های سالمندان مراجعه می کنند.
چه اتفاقی برای طعم غذا می افتد؟
حس چشایی توسط سیستم چشایی کنترل می شود. با افزایش سن طبیعی، آستانه مطلق چشایی افزایش می یابد. اساساً منظور این است که برای لذت بردن از غذای خود به ادویه جات ، ترشی جات و طعم دهنده های شدیدتر نیاز دارید. درک چشایی شما نیز با افزایش سن کاهش می یابد. برخی از غذاهای آشنا یا مورد علاقه به سادگی پیچیدگی و لذت خود را از دست می دهند. بخشی از این از دست دادن به دلیل تغییرات دژنراتیو است که در سیستم بویایی در بینی شما رخ می دهد. توانایی شما در شناسایی بوهای منحصر به فرد بین سنین ۲۰ تا ۴۰ سالگی به اوج خود می رسد و با افزایش سن به آرامی کاهش می یابد. جالب اینجاست که توانایی شما برای استشمام بوهای شیرین و میوه ای در برابر تغییرات مرتبط با افزایش سن آسیب پذیرتر است، در حالی که توانایی شما در استشمام بوهای مشک یا تند با افزایش سن نسبتاً ثابت می ماند.
تغییرات حس لامسه
در نهایت، حس لامسه تغییرات زیر را با افزایش سن طبیعی نشان می دهد. برای گزارش احساس لامسه باید فشار بیشتری اعمال شود.تمایز حسی Sensory discriminationکاهش می یابد. با استفاده از یک کار تشخیص آستانه دو نقطه، یعنی اینکه دو نقطه فشار چقدر باید از هم فاصله داشته باشند تا بتوانید دو نقطه متمایز را تشخیص دهید، افراد بین ۲۰ تا ۳۶ سال می توانند دو نقطه را با فاصله ۶.۳ میلی متر از هم درکف دست ها و ۲.۲ میلی متر از هم بر روی شست آنها تشخیص دهند.
آزمودنیهای بین ۶۳ تا ۷۸ سال میتوانستند دو نقطه را به فاصله ۷.۸ میلیمتر در کف دست و ۳.۹ میلیمتر روی انگشتانشان تشخیص دهند. واضح است که تقریباً هر جنبه ای از سیستم عصبی با افزایش سن تغییر می کند .
چه کارهایی برای کند کردن روند پیری می توان انجام داد؟
اینقدر غذا نخورید! به خصوص از مصرف گوشت قرمز و لبنیات خودداری کنید. بسیاری از منابع غذایی سالم تری برای آهن و کلسیم وجود دارد. فواید آن اکنون به خوبی شناخته شده است: محدودیت رژیم غذایی، پیری مغز را آهسته می کند و از بسیاری از بیماری های عصبی محافظت می کند. مکانیسمهای بیولوژیکی دقیق زیربنای اثرات مفید محدودیت غذایی به طور کامل شناخته نشده است. فرآیندهای التهابی، و همچنین تغییرات در بیان ژنهایی که ریتم شبانهروزی ما را تنظیم میکنند، حداقل بخشی از اثرات مفید محدودیتهای غذایی است.
چقدر باید رژیم خود را محدود کنید؟ در یک مطالعه ، گروه بزرگی از میمونها، از میانسالان تا افراد مسن، حدود ۱۵ سال با ۷۰ درصد از رژیم غذایی خود تغذیه شدند. این مطالعه ارزشمند است زیرا اثرات کاهش معقول کالری دریافتی را بررسی کرد و میمون ها برای بخش قابل توجهی از زندگی خود در این رژیم غذایی محدود بودند. اساساً، برای یک مرد معمولی که روزانه ۲۰۰۰ کالری دریافت می کند، این حدود ۶۰۰ کالری کمتر در روز است. برای مقایسه، ۶۰۰ کالری حدود یک فنجان بادام بوداده، یا یک تخته شکلات تلخ ۱۰۰ گرمی معمولی، یا یک دسر خامه ای معمولی است.بدیهی است که میمون ها رژیم غذایی گرسنگی نداشتند.
از آنجایی که آنها ۳۰ درصد کالری کمتری مصرف کردند، مغز و بدن میمونهایی که رژیم غذایی محدود داشتند، به طور قابل توجهی کندتر پیر شد. اگرچه چندین ناحیه مغز فوایدی را نشان دادند، مناطق مغزی که اخیراً تکامل یافتهاند، مانند لوبهای فرونتال، که در برابر عواقب پیری آسیبپذیرتر هستند، بیشترین پاسخ مفید را به محدودیتهای غذایی نشان دادند. میمون هایی که از رژیم غذایی محدود استفاده می کردند سن کمتری داشتند. بیماریهای مرتبط، هیچ نشانهای از دیابت نداشتند، تقریباً هیچ آتروفی عضلانی مرتبط با سن را نشان نمیدادند و بسیار بیشتر از هموطنان خود که تغذیه آزاد میکردند، عمر کردند.
به این واقعیت مهم توجه کنید که این میمون ها وزن خود را کاهش ندادند. آنها به سادگی کالری کمتری مصرف کردند. ورزش هرگز به اندازه محدود کردن تعداد کالری مصرفی شما برای مغز و بدن شما مفید نخواهد بود! تا به حال احتمالاً می توانید حدس بزنید چرا – ورزش شامل تنفس زیاد و زیاد است و شما را تشویق می کند که انرژی زیادی مصرف کنید.
پیامد اضافه وزن با افزایش سن چیست؟
چاقی منجر به کوچک شدن مغز می شود و خطر ابتلا به زوال عقل را افزایش می دهد. یک مطالعه اخیر نشان داد که چاق بودن در میانسالی یک پیش بینی قوی برای زوال عقل در سنین بالاتر است. سالمندان چاق نیز نسبت به سالمندان لاغر، توانایی یادگیری و حافظه ضعیفتری دارند. بیماران مبتلا به بیماری آلزایمر که چاق هستند آسیب شناسی بیشتری در مغز خود ایجاد می کنند و کاهش بسیار سریع عملکرد ذهنی را نشان می دهند. چاقی چگونه به کوچک شدن مغز و زوال عقل کمک می کند؟ سلول های چربی در بدن با آزاد کردن پروتئین های تخصصی به نام سیتوکین ها التهاب ایجاد می کنند. هر چه تعداد سلول های چربی بیشتر باشد، سیتوکین های بیشتری در هر ساعت از روز در خون شما آزاد می شود. سیتوکین ها باعث کوچک شدن نواحی مغزی می شوند که برای ایجاد خاطرات جدید و یادآوری خاطرات قدیمی مورد نیاز هستند. اگر التهاب ناشی از چاقی برای چندین دهه طول بکشد، کوچک شدن مغز بیشتر و از دست دادن حافظه بیشتر خواهد بود.
خوشبختانه، هرچه زودتر چربی بدن خود را از دست بدهید، مغز زودتر شروع به بهبودی می کند. مقصر واقعی چربی بدن است. افراد مسنی که چربی احشایی نسبتاً بیشتری نسبت به چربی زیر جلدی دارند و در نتیجه ممکن است لاغر به نظر برسند نیز در معرض خطر ابتلا به دیابت، سندرم متابولیک و افزایش مرگ و میر هستند. اگر این سلول های چربی مضر به سادگی حذف شوند چه اتفاقی می افتد؟ ورزش می تواند سلول های چربی را کوچک کند، اما فقط لیپوساکشن می تواند آنها را از بدن خارج کند. گروهی از دانشمندان این سوال را با انجام سه آزمایش بسیار هوشمندانه بر روی موش های چاق و با وزن طبیعی بررسی کردند. موشها آسیبپذیری یکسانی نسبت به پیامدهای منفی چربی بدن بر سلامت مغز انسانها نشان میدهند. ابتدا گروهی از موش های چاق روی تردمیل ورزش کردند. همانطور که انتظار می رفت، این موش ها چربی شکم را کاهش دادند، سطح التهاب را در بدنشان کاهش دادند و به طور قابل توجهی نحوه عملکرد مغزشان را در سطح سلولی بازسازی کردند که منجر به بهبود بسیار زیاد حافظه شد.
در مطالعه دوم، دانشمندان با جراحی، پدهای چربی شکم را از گروه مشابهی از موش های چاق برداشتند. یعنی موش ها تحت یک روش لیپوساکشن استاندارد قرار گرفتند. نتایج مشابه نتایج حاصل از دویدن روی تردمیل بود: التهاب کاهش یافت و موش ها به طور قابل توجهی باهوش تر شدند. این یافتهها بسیاری از مطالعات اخیر را تایید میکنند که توانایی سلولهای چربی را در مختل کردن عملکرد مغز و تسریع پیری مستند کردهاند.
در مطالعه سوم، دانشمندان کاری واقعاً شگفتانگیز انجام دادند.آنها پدهای چربی را به موش های طبیعی و با وزن سالم پیوند زدند. تأثیر سلول های چربی اضافی بلافاصله آشکار شد: موش ها علائم التهاب مغز و بدن را افزایش دادند و تغییرات مضری در ساختار و عملکرد مغز ایجاد کردند که منجر به اختلال قابل توجه حافظه شد.
امروزه، تعداد زیادی شواهد علمی در طیف وسیعی از رشتههای پزشکی به شدت استدلال میکنند که چاقی روند پیری را تسریع میکند، عملکرد کلی شناختی را مختل میکند و در نهایت، مسئول فرآیندهای متابولیکی متعددی است که در نهایت ما را میکشد.
آیا درمان های معجزه آسایی برای پیری مغز وجود دارد؟
امروزه اینترنت، مجلات و آگهیهای تبلیغاتی تلویزیونی شیک از تفاسیر شلخته مطالعات علمی مشکوک برای گمراه کردن افراد ناامید استفاده می کنند. معمولاً تنها پیامد قربانیان استثمار شده از دست دادن پول یا تأخیر در جستجوی درمان است که ممکن است برخی از مزایای پزشکی واقعی را ارائه دهد. مغز ما در طول زندگی تغییر می کند، و نه همیشه برای بهتر شدن. چرا تغییر می کنند؟ علل زیادی برای زوال شناختی وجود دارد، از جمله مصرف طولانی مدت برخی داروها – اعم از مجاز و غیرمجاز، زوال عقل و بیماری های مختلف مغز و بدن، آسیب به سر، عدم تعادل هورمونی، کمبود یا بیش از حد مواد مغذی رژیم غذایی، مسمومیت با فلزات سنگین، محرومیت از خواب و استرس طولانی مدت تنها چند مورد را نام می برد. درمان ها به اندازه علل مختلف هستند. برخی از درمان های مدرن برای بسیاری از این بیماری ها برای بسیاری از افراد نسبتاً مؤثر است. در مقابل، هیچ درمانی در حال حاضر نمی تواند یکی از بزرگترین علل زوال شناختی را معکوس کند: پیری طبیعی
بار دیگر، شکست علم مدرن در ارائه یک مداخله مؤثر، خلأ جهل را بر جای گذاشته است. کلاهبردارانی که معمولاً محصولات بی ضرری را برای فروش عرضه میکنند و ادعا میکنند که این محصولات عملکرد مغز را با افزایش سن افزایش میدهند، پر شده است. بارزترین ویژگی هر اکسیر بی فایده این است که همیشه ۱۰۰% موثر است. در مقابل، هیچ دارویی آزمایش شده علمی چنین ادعایی را نداشته و نمی تواند داشته باشد. به طور کلی، بیشتر این اکسیرهای اثبات نشده حاوی محرک های رایجی مانند کافئین یا شکر هستند تا سطح برانگیختگی فرد را افزایش دهند. متأسفانه، محرک ها فقط عملکرد را افزایش می دهند، نه هوش واقعی. محرکهای کلاسیک مغز که قبلاً مورد بحث قرار گرفت – قهوه یا نیکوتین – ممکن است عملکرد را بهبود بخشد و انتقالدهندههای عصبی خاصی را در این فرآیند درگیر کند، اما نمره IQ فرد را بالا نمیبرد و زوال شناختی مرتبط با سن را متوقف نمیکند.
با این حال، تاکنون هیچ کس نتوانسته دارویی طراحی کند که بتواند فرد را به روشی قابل توجه باهوش تر کند. اگر به به اصطلاح تقویت کننده های حافظه و تقویت کننده های شناختی موجود در بازار امروز نگاهی بیندازید، متوجه خواهید شد که آنها حاوی کافئین و قند و برخی اسیدهای آمینه عجیب و غریب و چند ویتامین هستند که با هم هیچ کاری جز اینکه شما را کمی فقیرتر می کنند، ندارند. در این برهه از زمان در قرن بیست و یکم، هیچ چیز – اجازه دهید تکرار کنم، هیچ چیز – واقعا نمی تواند شما را باهوش تر کند. بنابراین، پول خود را برای هیچ محصولی که وعده انجام این کار را می دهد هدر ندهید.
با این حال، یک چیز مسلم است: کسی، در جایی، اکنون “درمان” زوال ذهنی را می فروشد. همه ترجیح می دهند به جای پیروی از توصیه های معمولی استاندارد در مورد تغذیه متوسط و سالم، با صرف یک قرص و اینکه بتوانیم بدون مجازات هر چیزی را که می خواهیم بخوریم، از روند پیری سرپیچی کنیم. این واقعیت که علم هنوز یک تقویتکننده واقعی مغز اختراع نکرده است، مردم را از فروش داروها، اکسیرهای باستانی، درمانهای غیرمعمول با نامهای عرفانی، و صدها کتاب که همگی به خواص این یا آن تقویتکننده مغز معجزهآسا و پیری میبالند بازنداشته است. اگر کسی بخواهد از زودباوری شما سود مالی ببرد، احتمالاً چیزی که می فروشد بی فایده است و هیچ تضمینی برای ایمن بودن آن وجود ندارد. هر جستجوی گذرا در وب معجون های بی شماری را که حاوی مواد بی فایده، از نظر علمی بی اعتبار، اما نسبتاً بی ضرر هستند، نشان می دهد.
منبع:
THE BRAIN ,WHAT EVERYONE NEEDS TO KNOW, GARY L. WENK