اگر تا به حال برای تصمیمگیری «با رودهتان همراه شدهاید» یا هنگام عصبی بودن «احساس دلشوره در معدهتان» کردهاید، احتمالاً سیگنالهایی از یک منبع غیرمنتظره دریافت میکنید: مغز دوم شما. این «مغز در روده شما» که در دیوارههای دستگاه گوارش پنهان شده است، درک پزشکی از ارتباط بین هضم، خلق و خو، سلامت و حتی نحوه تفکر شما را متحول میکند.
دانشمندان این مغز کوچک را سیستم عصبی رودهای (ENS) مینامند. و آنقدرها هم کوچک نیست. ENS دو لایه نازک از بیش از ۱۰۰ میلیون سلول عصبی است که دستگاه گوارش شما را از مری تا رکتوم پوشش میدهد.
مغز روده شما چه چیزی را کنترل میکند؟
برخلاف مغز بزرگ درون جمجمهتان، ENS نمیتواند دفترچه چک شما را متعادل کند یا یک یادداشت عاشقانه بنویسد. نقش اصلی آن کنترل هضم غذا است، از بلعیدن گرفته تا آزاد شدن آنزیمهایی که غذا را تجزیه میکنند و کنترل جریان خون که به جذب و دفع مواد مغذی کمک میکند. به نظر نمیرسد سیستم عصبی رودهای آنطور که ما میشناسیم قادر به تفکر باشد، اما با مغز بزرگ ما ارتباط برقرار میکند – با نتایج عمیق.
ENS ممکن است باعث تغییرات عاطفی بزرگی شود که افراد مبتلا به سندرم روده تحریکپذیر (IBS) و مشکلات عملکردی روده مانند یبوست، اسهال، نفخ، درد و ناراحتی معده تجربه میکنند. برای دههها، محققان و پزشکان تصور میکردند که اضطراب و افسردگی در این مشکلات نقش دارند. اما مطالعات ما و دیگران نشان میدهد که ممکن است برعکس نیز باشد. محققان در حال یافتن شواهدی هستند که نشان میدهد تحریک در سیستم گوارش ممکن است سیگنالهایی را به سیستم عصبی مرکزی (CNS) ارسال کند که باعث تغییرات خلقی میشود.
این یافتههای جدید ممکن است توضیح دهد که چرا درصد بالاتری از افراد مبتلا به IBS و مشکلات عملکردی روده دچار افسردگی و اضطراب میشوند. این اطلاعات مهمی است، زیرا تا ۳۰ تا ۴۰ درصد از جمعیت در برههای از زمان مشکلات عملکردی روده دارند.
درک جدید از روده برابر است با فرصتهای درمانی جدید
این درک از ارتباط ENS-CNS به توضیح اثربخشی IBS و درمانهای اختلالات روده مانند داروهای ضد افسردگی و درمانهای ذهن-بدن مانند درمان شناختی رفتاری (CBT) و هیپنوتیزم درمانی پزشکی کمک میکند. محققان میگویند دو مغز ما با یکدیگر “صحبت” میکنند، بنابراین درمانهایی که به یکی کمک میکنند، ممکن است به دیگری نیز کمک کنند. به نوعی، متخصصان گوارش (پزشکانی که در بیماریهای گوارشی تخصص دارند) مانند مشاورانی هستند که به دنبال راههایی برای تسکین مغز دوم هستند.
به عنوان مثال، متخصصان گوارش ممکن است داروهای ضد افسردگی خاصی را برای IBS تجویز کنند – نه به این دلیل که فکر میکنند مشکل کاملاً در سر بیمار است، بلکه به این دلیل که این داروها در برخی موارد با تأثیر بر سلولهای عصبی روده، علائم را آرام میکنند. مداخلات روانشناختی مانند CBT همچنین ممکن است به “بهبود ارتباطات” بین مغز بزرگ و مغز در روده ما کمک کند.
آیا پروبیوتیکها میتوانند سلامت روان شما را بهبود بخشند؟
هنوز چیزهای بیشتری برای یادگیری در مورد ارتباط ذهن و روده وجود دارد.
تحقیقات نشان میدهد که فعالیت دستگاه گوارش ممکن است بر شناخت (مهارتهای تفکر و حافظه) نیز تأثیر بگذارد. محققان دانشگاه جان هاپکینز و جاهای دیگر در حال بررسی تأثیر این یافتهها هستند.
یکی از پیشرفتهترین حوزههای تحقیقاتی، محور روده-مغز (GBA) است، یعنی ارتباط بین مغز، روده و میکروبیوم و تأثیر بالقوه عظیم آن بر سلامت ما.
روده و مغز ما ارتباط نزدیکی با هم دارند. آنها از طریق GBA، یک پیوند دو طرفه بین سیستم عصبی مرکزی و سیستم عصبی رودهای (ENS) بدن، با یکدیگر ارتباط برقرار میکنند. ENS شبکهای از نورونهای حسی، نورونهای حرکتی و نورونهای رابط است که در دیواره سیستم گوارشی تعبیه شده و از یک سوم پایینی مری تا راست روده امتداد دارد. این شبکه از طریق مسیرهای مستقیم و غیرمستقیم، مراکز شناختی و عاطفی در مغز را با عملکردهای رودهای محیطی مرتبط میکند.
GBA شامل تداخل پیچیدهای با مغز است که پیامهایی را به روده و برعکس ارسال میکند.
این تعامل بین غدد درونریز (محور هیپوتالاموس-هیپوفیز-آدرنال)، ایمنی (سیتوکین و کموکینها) و سیستمهای عصبی خودکار (ANS) رخ میدهد. در سندرم روده تحریکپذیر، بیماری سلیاک و کولیت نقش دارد.
سیگنالهای استرس از مغز میتوانند از طریق این محور بر هضم غذا تأثیر بگذارند و روده نیز میتواند سیگنالهایی ارسال کند که به طور مشابه بر مغز تأثیر میگذارند. به نظر میرسد میکروبهای روده نقش کلیدی در ارسال و دریافت این سیگنالها دارند.
رشد نمایی شواهد مربوط به تعاملات دو طرفه بین میکروبیوم روده و مغز، از یک مدل جامع پشتیبانی میکند که سیستمهای عصبی مرکزی، دستگاه گوارش و ایمنی را با این اندام تازه کشف شده ادغام میکند .
دستگاه گوارش از طریق عصب واگ به مغز متصل است. عصب واگ، قلب، دستگاه گوارش و ریهها را به مغز متصل میکند (مانند کابلی که قلب، دستگاه گوارش و ریهها را به مغز متصل میکند). نورونهای حسی، بازخورد را از انتهای روده به ساقه مغز منتقل میکنند که سپس هیپوتالاموس (که ناحیهای از مغز است که گرسنگی و احساسات را کنترل میکند) و سیستم لیمبیک (سیستم عصبی عاطفی) را درگیر میکند. به طور مشابه، برآمدگیهای نزولی از سیستم لیمبیک (که از طریق استرس فعال میشوند) بر فعالیت خودکار روده تأثیر میگذارند.
محصولات باکتریایی، سیگنالدهی نورواندوکرین (هورمون روده) را تحریک میکنند. نوروپپتیدها متنوعترین دسته از مولکولهای سیگنالدهنده در مغز هستند که در بسیاری از عملکردهای فیزیولوژیکی دخیل هستند. این نوروپپتیدها سپس وارد جریان خون میشوند و/یا مستقیماً بر سیستم عصبی روده تأثیر میگذارند.
بافت لنفاوی مرتبط با روده ۷۰٪ از سیستم ایمنی بدن را تشکیل میدهد و میتواند به عنوان بزرگترین اندام ایمنی بدن در نظر گرفته شود.
ارتباط صحیح بین باکتریهای روده و مغز برای داشتن سلامت روان کافی مهم است. دانشمندان هنوز در تلاشند تا دقیقاً نحوه عملکرد این محور را درک کنند. با این حال، واضح است که بین مغز سالم و GBA ارتباطی وجود دارد.
رژیم غذایی احتمالاً مهمترین استراتژی برای حفظ GBA سالم است. یک رژیم غذایی متعادل، شامل ماهی، سبزیجات، غلات، میوهها و آب برای حفظ GBA عملکردی و خلق و خوی خوب مهم است. غذایی که مصرف میکنیم تأثیر مستقیمی بر باکتریهای ما و خانه آنها، بدن ما دارد .
بیمارانی که از افسردگی رنج میبرند ممکن است از این تحقیق در مورد GBA بهرهمند شوند. این بیماران ممکن است بتوانند با خوردن یک رژیم غذایی سالم، وضعیت خود را بهبود بخشند. عادات ما، مانند رژیم غذایی، قطعاً بر خلق و خوی ما تأثیر میگذارند، بنابراین باید مراقب رژیمهای غذایی خود باشیم. خوب غذا بخورید و شاد باشید!
تغییرات در GBA، که ناشی از عواملی مانند استرس است، میتواند منجر به بیماریهای گوارشی مانند سندرم روده تحریکپذیر شود. این امر به دلیل فعال شدن پاسخ جنگ یا گریز بدن و تغییرات در میکروبیوتای روده است.
اوتیسم، یک اختلال عصبی-رشدی، با سطح بالایی از نارسایی در تعامل اجتماعی، اختلال در زبان و رفتار تکراری مشخص میشود. محور روده-مغز (GBA) یک مسیر ارتباطی دو طرفه بین روده و مغز در نظر گرفته میشود. شواهد فزایندهای نشان میدهد که GBA در علتشناسی اوتیسم نقش دارد. رفتارهای فنوتیپی اوتیسم و مشکلات گوارشی که در اوتیسم همایند هستند، با میکروبیوتای روده اصلاح شده مرتبط هستند .
ناهمزیستی در میکروبیوم روده یک عامل مستقیم است که بر عملکرد طبیعی GBA تأثیر میگذارد و منجر به بیماریهای سلامت روان مانند افسردگی و اضطراب میشود. دادههای حاصل از مطالعات پیشبالینی و بالینی، پتانسیل قابل توجهی را برای اهداف درمانی جدید نه تنها در اختلالات عملکردی دستگاه گوارش، بلکه در طیف وسیعی از اختلالات روانپزشکی و عصبی، از جمله بیماری پارکینسون، اختلالات طیف اوتیسم، اضطراب و افسردگی و بسیاری دیگر نشان دادهاند .